محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

11

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

با ايمان روى به او آرد ، و برابر او خوار باشد و بىريايش به يكتايى بپرستد و به بزرگى بستايد و با كوشش و رغبت به پناه او آيد . او كه به بزرگيش مىستاييم ، زاده نشده است تا در عزت ، وى را شريك شوند و كسى را نزاده است تا چون مرد ، ميراث‌خوار او بودند ، نه وقتى بر او مقدم بوده است نه زمان ، و نه زيادت بر او راه يابد نه نقصان . بلكه بر خردها آشكار گرديد ، با نشانه‌هاى تدبير درست كه به ما نماياند و قضاى مبرم كه در آفرينش راند . از نشانه‌هاى آفرينش او خلقت آسمانهاست ، كه بىستون‌ها پابرجاست و بس تكيه‌گاه برپاست . آنان را بخواند و پاسخ گفتند ، گردن نهاده و فرمان‌پذير ، بىدرنگ و كندى يا تأخير ؛ و اگرنه اقرار آسمان‌ها بود به پروردگار و در بندگى او گردن نهاده و خوار ، نه جايگاه عرش خويششان مىكرد و نه آرميدن‌گاه فرشتگان و نه جاى بالا رفتن شهادت مؤمنان و عمل صالح آفريدگان . ستارگان آسمان‌هاى را نشانه‌ها ساخت ، تا سرگشتگان وادىها ، راه خود بدانها توانند شناخت . نه سياهى پرده‌هاى شب تاريك ، درخشش ستارگان را بازدارد و نه پوشش‌هاى سياه تيره ، رخشندگى ماه را كه در آسمان‌هاى گسترده است ، برگرداندن يا رد . پس پاك است خدايى كه بر او پوشيده نيست سياهى تيره و تار و نه شب آرام و پايدار ؛ نه در گونه‌گون زمين‌هاى پست و نه در بلندىهاى به‌هم نزديك و پيوست و بانگ تندر كه از كرانه آسمان خيزد و آنچه به هنگام درخشيدن برق درهم ريزد و برگى كه فرو ريزد از درختان به هنگام فروشدن و برآمدن ستارگان ، از بادهاى تند وزان و ريزش باران از آسمان و افتادنگاه هر قطره را داند كه كجاست و كجا بود و از آن برخاست و مورچه خرد كه از